دیدار با مهمونهای لهستانی
یازدهم آبان بابا با یه خانم و آقا بنام آرتور و پائولینا که از لهستان به ایران اومده بودن آشنا شد و از اونها دعوت کرد که بعد از بازدید از تخت جمشید به خونمون بیان اونها از بابا خواسته بودن که وقتی میاردشون پارسایی رو هم با خودش ببره تا ببینن ولی بخاطر خستگی، تو زود خوابیدی و من و بابادو تایی رفتیم.بعد از یه کم آشنایی سراغ تو رو گرفتن و من عکستو که روی صفحه موبایلم بود رو بهشون نشون دادم که هر دو باهم گفتن delicious.اونها تا شب پیشمون بودن و تو هم کلمات انگلیسی که بلد بودی رو بهشون نشون دادی کلماتی مثل sit up,stand up,lay down ,walk ,give me your hands,که اونها هم از کارت خوششون اومد و براشون جالب بود.آخر وقت هم قبل از رفتن،از ما خواستن دو بیت از یه شعر لهستانی رو بخونیم تا وقتی که می خوان از ایران خارج بشن این شعر رو که با تمام ایرانی هایی که باهاشون دوست شدن و هر کدوم دو بیت رو خوندن یه کلیپ بسازن برای خاطره از ایران که بابا هم شعر رو با یا یه ریتم زیبا خوندو باعث خوشحالیشون شد و نهایتا هم چند تا عکس یادگاری گرفتیم. براشون سفر خوشی رو آرزو می کنیم.




دیدار با مهمونهای لهستانی
